دسته‌بندی نشده

پرسه در دنیای ذهن آدم‌هایی که نه فرشته‌اند و نه قدیس

معرفی رمان نه فرشته، نه قدیس – اثر ایوان کلیما – ترجمه حشمت کامرانی – نشر نو

رمان خواندن امکان نفوذ به ذهن دیگری است. دیگری‌ای که برای من چیزی نیست جز یک موجود خارج از ذهن من، یک ابژه. اما رمان به انسان امکان می‌دهد که این ابژه را در حد یک موجود، یک ذهن و یک جهان درونی، کشف کند و بشناسد.

روان‌شناسی شاید نزدیک‌ترین دستاورد بشری به رمان باشد. تلاشی مهم و با ارزش که به درون آن جعبه اسرار آمیز درونی نفوذ کرده و هر روز جنبه‌های تازه‌ای از آن را رمزگشایی می‌کند. اما رمان و روانشناسی تفاوتی مهم با هم دارند. در روان‌شناسی فعالیت شناخت به عنوان ناظری بیرونی رخ می‌دهد. پژوهش‌گر با پایبندی به روش‌مندی علمی بیشترین تلاش را می‌کند تا ناظری بیرونی و در بالاترین حد امکان بی‌طرف برای آن شناخت جهان درونی انسان باشد. اما رمان تلاشی است در منظری مقابل. کوششی است برای بیرون آمدن از جایگاه ناظر بیرونی و نفوذ به آن جهان به عنوان یک تجربه‌گر.

درواقع تلاش روانشناسی «گفتن» است اما رمان می‌تواند «نشان بدهد». نشان بدهد که امکان بشری یعنی چه؟ نشان بدهد که چه جنبه‌هایی هنوز مغفول مانده‌ای از انسان و جهان پیچیده آن هنوز از نگاه تیزبین علم پنهان مانده و چه راه‌هایی تا فهم درست آن نرفته باقی مانده است. نشان بدهد که جهان انسان و ارتباط پیچیده آن موجود با جهان و آدم‌های اطراف خودش، چقدر می‌تواند از حدود توان علم و خاصه روانشناسی بیرون‌‌تر و گسترده‌تر باشد.

رمان «نه فرشته، نه قدیس» اثر ایوان کلیما نویسنده نامدار و معاصر چک، نمونه‌ای است از این نشان دادن جهان درونی. پرسه‌ای است در جهان ذهنی سه شخصیت. سه شخصیتی که با یک مرد در حال مرگ به هم وصل می‌شوند.

ایوان کلیما ( – ۱۹۳۱)

زنی که شخصیت محوری رمان است روزگاری همسر آن مرد در حال مرگ است. و دخترش که در عالم نوجوانی است و گرفتار مواد مخدر. دختر نوجوانی که حاصل آن رابطه‌ی عقیم مانده است و دارد به تقاص پدری که به خاطر زنی دیگر خانواده را رها کرده و رفته، و شاید هم مادری مستأصل و گرفتار در مسایل خود، و البته رابطه نافرجام آن دو، از زندگی خودش انتقام می‌گیرد! و شخصیت سوم هم شاگرد سابق آن مرد و معشوق تازه‌‌ی همسر او.

رمان در جهان ذهنی این سه شخص روایت را پیش می‌برد. واقعیت از سه نظرگاه متفاوت دیده می‌شود. واقعیت تنهایی و استیصال زنی در آستانه میانسالی، دختری رها شده در جهان لذت‌های آنی و زحمت‌های طولانی و مرد جوانی که در آن میان، ناتوان از ایفای نقش معشوقی باکفایت، دنیای زن را گاه روشن و گاه تیره می‌کند.
و دست آخر اثری که به ما نشان می‌دهد که در جهان ذهن دیگری بودن، شریک تجربه‌های متفاوت شخصیت‌های مختلف و متفاوتی شدن و یک رویداد واحد را از سه زاویه مختلف دیدن چه امکان شریف و مهمی است که انگار تنها از دستان توانمند هنر و از امکان ناتمام رمان برمی‌آید.

سعید صدقی – ۱۲ مرداد ۱۴۰۰

برچسب ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن